![]() |
![]() |
|
| زنده , زندگی , زندگانی , زنده بودن,,,,,,, هستی و نیستی |
|
گویند روزی شخصی
نابینایی را در راهی دید که در یک دست سبو و در دست دیگر فانوس داشت به او گفت تو که نمی بینی فانوس به چه کارت آید گفت این فانوس از بهر کوردلان تاریک اندش است که به من نخورند و سبوی من را نشکنند |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/05/26ساعت 11:40 توسط احسان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام میکنم به همه کسانی که به این وبلاگ میان و من از حضورشون و دیدینت نظرات خوشگلشون خوشحال میشم
اسمم احسان و 22 سالمه و ساکن تهران . تا همین جا بسسه[چشمک][لبخند] |
| پیوندهای روزانه |
|
__دکتر شاهکار بینش پژوه__ زندگي نامه حسين پناهي سياوش قميشي آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|