![]() |
![]() |
|
| زنده , زندگی , زندگانی , زنده بودن,,,,,,, هستی و نیستی |
|
پسر به دخترگفت:
دوستم داری؟
اشک ازچشمای دخترجاری شد
می خواست بره که پسردستشوگرفت و
اشکاشوپاک کرد و گفت:
اگه دوستم نداری اشکال نداره
مهم اينه که من دوستت دارم و طاقت ديدن اشکاتوندارم...
دخترسرشوپايين انداخت و گفت :
ميدونی چيه؟
من دوستت ندارم.
من...من بدجوري عاشقت شدم.
پسردستای دخترورها کرد و باقيافه ای غمگين ازدخترجداشد.
دخترفرياد زد:
مگه دوستم نداری؟؟!
چراداری ميری؟
پسرجواب داد:
چون دوستت دارم مي خوام تنهات بذارم.
(پس چرا من کسی رو تنها نمیزارم ) ؟ < ولی همه منو تنها میزارن > |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/08/19ساعت 23:26 توسط احسان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام میکنم به همه کسانی که به این وبلاگ میان و من از حضورشون و دیدینت نظرات خوشگلشون خوشحال میشم
اسمم احسان و 22 سالمه و ساکن تهران . تا همین جا بسسه[چشمک][لبخند] |
| پیوندهای روزانه |
|
__دکتر شاهکار بینش پژوه__ زندگي نامه حسين پناهي سياوش قميشي آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|