![]() |
![]() |
|
| زنده , زندگی , زندگانی , زنده بودن,,,,,,, هستی و نیستی |
|
شب به کاشانه ی اغیار نمی باید بود
غیر را شمع شب تار نمی باید بود
همه جا با همه کس یار نمی باید بود
یار اغیاردل آزار نمی باید بود
تشنه ی خون من زار نمی باید بود
تا به این مرتبه خون خوار نمی باید بود
من اگر کشته شوم باعث بد نامی توست
موجب شهرت بی باکی و خودکامی توست
دیگری جز تو مرا اینهمه آزار نکرد
جز تو کس در نظر خلق مرا خوار نکرد
آنچه کردی تو به من هیچ ستمکاری نکرد
هیچ سنگین دل بیداد گراین کارنکرد
این ستم ها دگری با من بیمار نکرد
هیچ کس این همه آزار من زار نکرد
گَر ز آزردنِ من هست غرض مردنِ من
مُردم ، آزار مکش از پی آزردن مَن
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/09/04ساعت 23:55 توسط احسان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام میکنم به همه کسانی که به این وبلاگ میان و من از حضورشون و دیدینت نظرات خوشگلشون خوشحال میشم
اسمم احسان و 22 سالمه و ساکن تهران . تا همین جا بسسه[چشمک][لبخند] |
| پیوندهای روزانه |
|
__دکتر شاهکار بینش پژوه__ زندگي نامه حسين پناهي سياوش قميشي آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|